خرید بک لینک
امام خمینی در روز بیستم جمادى الثانى 1320 هجرى قمرى مطابق با 30 شهریـور 1281 هجرى شمسى ( 24 سپتامپر 19022 میلادى ) در شهرستان خمیـن از توابع استان مرکزى ایران در خانواده اى اهل علـم و هجرت و جهاد و در خـانـدانـى از سلاله زهـراى اطهر سلام الله علیها, روح الله المـوسـوى الخمینـى پـاى بـر خـاکدان طب

برچسب: نویسنده: باران صمیمی تاريخ: شنبه 27 خرداد 1396 ساعت: 2:08

الحمدلله رب العالمین و الصلوه والسلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین ابی القاسم محمد صلی الله علیه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرینو اما بعد از حمد خدای تبارک و تعالی و درود به پیغمبر و اهل بیتشان علیهم السلام خداوند توفیق عنایت فرمود که در شب شانزدهم اسفندماه سال هزارو چهارصد و شصت شمسی مطابق با جم

برچسب: نویسنده: باران صمیمی تاريخ: شنبه 27 خرداد 1396 ساعت: 2:08

به نماز اول اهمیت بسیار زیادی میدادوهمه تلاش خودش رو میکردتااینکه درهرموقعیتی هست خودشو به نماز اول وقت برسونهوعلی الخصوص براےمغرب وعشاحتمابه مسجدمحل میرفت. ۰ ۰ ۹۶/۰۳/۲۳ سیدعلی مشتاقی نیا

برچسب: نویسنده: باران صمیمی تاريخ: شنبه 27 خرداد 1396 ساعت: 2:08

در سال 1366 ناصر به عنوان فرمانده گردان یا صاحب الزمان (عج) لشکر 25 کربلا بود، مقر ما هفت تپه بود. همه مان در سنگر فرماندهی جمع بودیم. گرمای هوا بیداد می کرد. در همین حین، کولری را برای سنگر فرماندهی آوردند. از فرمانده اجازه خواستند اجازه خواستند کولر را نصب کنند. او مخالفت کرد و گفت: بسیجی های

برچسب: نویسنده: باران صمیمی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 23:51

س سردار شهید ذبیح الله عالی کردکلایی در تابستان 1332 در روستای کردکلا جویبار در یک خانواده کشاورز و متدین متولد شد . تحصلات ابتدایی را در روستای خود گذراند و برای ادامه تحصیل راهی قائمشهر شد . وی در کنار تحصیل به ورزش کشتی محلی نیز بسیار علاقه داشت و این روحیه پهلوانی و منش مردانگی از اوفردی پرشو

برچسب: نویسنده: باران صمیمی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 23:51

به مادرم بگوئید که خوشا به حال تو که چنین فرزندی در راه دین داده اید، فقط و فقط در خط امام خمینی و روحانیت مبارز باشید…خدای بزرگ! به مادرم صبر، به خواهرانم استقام، به برادرانم ایمان عطا کن تا در مقابل دشمنان قرآن بعد از شهادتم مثل کوه بایستند…خدایا! خیلی من می ترسم از آن روزی که نکند که این جان

برچسب: نویسنده: باران صمیمی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 23:51

آخرین تلفنی هم که به ما کرد هشت روز پیش ساعت 12 شب بود زنگ زد گفت مادرجان دارید چه می کنید؟ گفتم مفاتیح می خوانم و برای شما دعا می کنم. گفت مادرجان برایمان دعای خیر کنید. گفتم پسرم دعای خیر می کنم برایتان انشاا... آنچه که خدا برای شما می خواهد اتفاق بی افتاد و خدا خیر بنده اش را بهتر از ما تشخیص

برچسب: نویسنده: باران صمیمی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 23:51

در قسمتی از ارتفاع، فقط یک راه برای عبور بود.محمود کاوه را بردم همان جا، گفتم:" دیشب تیربار چی دشمن مسلسلش را روی همین نقطه قفل کرده بود،هیچ کس نتونست از این جا رد بشه".گفت:" بریم جلوتر ببینیم چه کاری می تونیم انجام بدیم".رفتیم تا نزدیک سنگر تیربارچی.محمود دور و بر سنگر را خوب نگاه کرد.آهسته گفتم

برچسب: نویسنده: باران صمیمی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 23:51

دکتر مجید شهریاری در سال 1345 و در زنجان متولد گردید . ایشان متاهل و دارای دو فرزند به نام های محسن و زهرا بودند . همسر ایشان شهید زنده خانم بهجت قاسمی عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی می باشد .شهید مجید شهریاری تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در زنجان ، دوره کارشناسی را در رشته مهندسی الکترونیک در

برچسب: نویسنده: باران صمیمی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 23:51

بسم الله الرحمن الرحیم بخون خویش نویسم به روی سنگ مزارمکه من به جرم محبّت قتیل خنجر یارمربَّنا فاغفرلنا ذُنوبَنا و کفِّر عنّا سیّئاتنا وتَوَفَّنا مَعَ الابرارربَّنا اِ نَّنا سَمعنا مُنادیاً یُنادی للایمان اَن آمنوا بربِّکُم فامنّاناد علیّاً مَظهر العجائبتَجدهُ عوناً لَکَ فی النَوائِبکُلُ هَمٍّ

برچسب: نویسنده: باران صمیمی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 23:51

عهد کرده بودم هر طور شده مراسم حنابندان را برای جوان شهیدم برگزار کنم. خواهر های شهید را صدا زدم و به آنها گفتم: -حنا بیاورید. در تابوت را باز کردم. خواستم حنا را روی زلفش قرار دهم، دیدم جز جمجمه چیزی از سرش باقی نماده. خواستم روی کف دستش حنا بگذارم، دیدم دست در بدن ندارد. تلاش ام را ادامه دادم.

برچسب: نویسنده: باران صمیمی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 23:51

در یکی از روزهای بهار سال 1360 مسئولین شهر شیراز تصمیم می گیرند به خاطر رشادت ها و دلاوری های عباس دوران، یکی از خیابان های شهر شیراز را به نام او کنند؛ لذا از دوران دعوت می شود تا در مراسم شرکت کند و او نیز قبول کرده و به آن جا می رود که از دوران به شایستگی تقدیر می شود.چون او ضربات مهلکی به دشم

برچسب: نویسنده: باران صمیمی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 23:51

صفحه بندی